آتش بگیر....

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8906240428

جماعت سلام!

 اهانت به ساحت مقدس کتاب خدا تا مغز استخوان هر مسلمانی را می سوزاند ...هر کسی باید دردش را فریاد کند و من این گونه فریاد زدم....

قرآن به نیزه بود علی گفت ای جهان

قرآن ناطق است کنون در حضورتان

این برگ­های مصحف قرآن که بر نی است

در جان من نشانده خداوند آسمان

قرآن منم که آیه تطهیر با من است

قرآن علی است سوره کوثر عدیل آن

در پلک های من شب «والیل» روز شد

«والشمس» از نگاه پر از نور من عیان

تکرار آیه­های «هم الغالبون» منم

«یا ایها الذین» گرفتار در زمان

قرآن ناطق است علی تا همیشه­ها

قرآن کاغذی است که بر نیزه­ها روان

 

آیات نور در تب آن سینه مانده است

نازل شده است حضرت باری به قلب­مان

«فاصبرعلی... »تمام سخن­های پوچ و پست

«سبّح بحمد ربِ» خداوند لا مکان

«وَأمُر» به عشق پاک خداوند «و اصطبر »

عبرت بگیر از شب تاریک کافران

قرآن هدایت است به آن سوی« من یشاء»

پرواز می دهد دل و دین را به کهکشان

آتش به مصحف نبوی داغ تازه نیست

تاریخ هم گواه بزرگی است توامان

قرآن و عترت است دو بال نبی حق

آتش فتاده است دوباره به جان آن

نی زار خاندان علی عین مصحف است

آتش زدند باز بر این حجم نی ستان

تاریخ هم گواه بزرگی است بعد از این

می سوخت مصحف دل مولای عاشقان

زهرا مگر که سوره کوثر نبود؟ بود؟

زهرا مگر نبود شب قدر این جهان؟

زهرا مگر مباهله کفر و دین نبود؟

زهرا مگر که کیست ؟ همان سید زنان

آتش به آیه های وجودش چرا زدند ؟

چون می­وزید عطر خوش سوره­ها از آن

 

تاریخ گفته است که ای خیل مومنان

قرآن چراغ روشن هر روزهایتان

«دی شیخ گرد شهر همی گشت با چراغ

کز دیو و دد ملولم و انسان...» بمان بمان

وقتی چراغ روشن ما مصحف علی است

وقتی جهان به نور علی هست روشنان

راه درست راه نگاه پیمبر است

حیدر دراین مقام، نبی را نگاهبان

در آتش وجود علی کربلا گداخت

خون حسین شد سپر جان خاکیان

تا دامن سه ساله او در عطش نسوخت

کی می رسد برای ابد کس به دادمان

آتش به مصحف نبوی داغ تازه نیست

تاریخ هم گواه بزرگی است بی امان

 

ما زخم خوردگان دل از دست داده­ایم

آتش شده است بهر دل ما چو گلسِتان

حالا هزار و چهار صد و چند آتش است

این آتشی که باز رسید از گذشتگان

قرآن درون سینه ما خانه کرده است

آتش بیاورید و بسوزید قلب­مان

در سوختن مرام مسلمانی­ام هنوز

بوی خلیل می­دهد این قصه را بخوان

آتش بیاورید که آتش فشان شوم

یک سیل پر گداز ز قلبم شود روان

قرآن نسوخته است و نمی­سوزد و هنوز

بانگ « لَهم عذابُ الیم» است بانگمان

اللهُ نور... نورِسموات بر زمین

قرآن کتاب آینه ی نور عاشقان

مصباح در زُجاجه ای از نور و نار هست

قرآن چراغ روشن خورشید پاسبان

لا شرق و غرب، کوکبِ دُرّی است این درخت

طوری است در تجلی شبهای بی شبان

در خانه­ای که نور هدایت وزیده است

باید گرفت آتش عشق تو در میان

 

خون می چکد زناخن دجّاله های قرن

تا آنکه در محاصره گیرند انس و جان

قرآن برای مردم جغرافیای خاک

یک پنجره است رو به فراخی آسمان

این پنجره گشوده شود مست می­کند

جان تمام خسته دلان را در این زمان

آتش بهانه­ای است که خاکسترش کنند

غافل از اینکه هُرم عطش می­شود عیان

«آتش بگیرتا که بدانی چه می کشم»

در قرن قحط سالی و نامردی جهان

 

/ 25 نظر / 101 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام. شعر زيبايي بود، متشكرم.

خادم الرسول

یك بهانه بیشتر اندیشه سپتامبر نیست خود فریبی می كنی نِی مردم آگاه را مسلمین را خواستی درچاه ذلت افكنی بی خرد، خود می بَرازی ذلّت این چاه را نام سردار خراسانی به گوشت آشناست؟! یا چشیدی ناز شست خشم حزب الله را؟! آتش خشم ولایت دوستان بالا گرفت تا بسوزاند تو و آن فكرتِ كوتاه را خشم سايبري از هتك حرمت به قرآن با قرار دادن لوگو و ارسال نظر به آدرس زير خشم و انزجار خود را از اين اقدام شوم اعلام فرماييد . http://akharinrasol.mihanblog.com/post/353 متشكرم

عسگرزاده

سلام.آقای حجتی.دوست قدیمی و شاید صمیمی دایی های عزیزم.خواستم اجازه بگیرم که شعرتون رو با ذکر منبع تو وبلاگم کار کنم.البته از اونجایی که معمولا کامنتی رو جواب نمیدید شاید ... پس اگر ممکنه زودتر

بنده عاصی

ما همان نسل جوانيم که ثابت کرديم در ره عشق جگر دار تر از صد مرديم هر زمان شور خــمـيــنــي به سر افتد ما را دور سر ســـيــّـــد علي خامنـــــــــه اي مي گردد دل تو دلمون نيست نائب المهدي رو ببينيم خوشا روزي كه بوي دلبر آيد . اي كاش روزي هم برسه كه خبري از يوسف زهرا بشه ياعلي التماس دعا

مجید

سلام برای سفر آقا به قم شعر نگفته اید؟ ...به نظر می رسد با وجود شاعران قوی مانند شما در قم باید بجای کتاب داستان سفر رهبری به قم(مثل داستان سیستان/هزاروسیصدوسمنان/حافظ هفت/درمینودر/...) کتاب شعر سفرنامه منتشر شود... دست بکار نمیشوید؟

فانوس زبور

سلام و عرض تبریک. فانوس زبور با غزلی پیشکش به حضرت فاطمه معصومه روشن شد: در بیکران صحن بزرگ تو اینک کبوترانه منم، بانو گلدسته ات بهشت کبوترهاست اذنی بده که پربزنم بانو قدمتان روی چشم. یاحق

پژمان‌الماسی‌نیا

شاید میان باغچه پنهان‌اند واژه‌های خونین. . . . . . ● دعوت به ششمین مراسم خوانش تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار: ● ● ● ● ● ● نگاه "پرويز خائفی" به «تقويم عقربه‌دار ماه‌های بهار»

علیرضا بدیع

قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشق... یعنی به جز حریم تو بر من حرام عشق... سلام عزیز. عالی بود. دست مریزاد.

علیرضا بدیع

قرآن به سر گرفتم و گفتم سلام عشق... یعنی به جز حریم تو بر من حرام عشق... سلام عزیز. عالی بود. دست مریزاد.

سید محمد

سلام خدا حفظت کنه .چه شعر قشنگی. روحم تازه شد. بر گل رخسار محمد و علی صلوات

Whoops, looks like something went wrong.