عطش زار

 
دُرِّ نجف
نویسنده : حامد حجتی - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٤
 

جماعت سلام!

جای شما خالی چند روز پیش مسافر عتبات بودم ...رزق خوبی داشتم ازنوشته های مختلف ...اگرتوفیق باشد تا قبل از محرم بعضی از آنها را می گذارم مقابل چشمان شما . راستی  برای محرم هیئت عطش زار برنامه ها مختلفی تدارک دیده است ....

یاعلی ...یا هیچ کس

آسمان بارید بر چشمان ما

عشق می خندید بر چشمان ما

از تبسم تا تلاوت روز شد

باز فصل بارش امروز شد

باز شوقم تا خدا پرواز کرد

با ترنم عشق را آغازکرد

عشق ناپیداست بی حد و عدد

یا علیِّ مرتضی مولا مدد

من کبوتر می شوم تا گنبدت

عشق بازی می کنم با گنبدت

آسمان در دست هایم منجلی است

عشق یک پلک تحیّر در علی است

نام تو بر جان من گل می کند

چشم ها میل توسل می کند

با علی دریا تبرّک می شود

با علی لبها تبرّک می شود

باز هم در جان من دف می زنند

حلقه بر گیسوی رفرف می زنند

 

در هوا پیچیده بانگ «لاتخف ...»

دف ددف دف دف ددف دف دف ددف

«کیست این پنهان مرا در جان و تن »

یا علی.... مولایِ مظلوم نجف

در کرامتخانه فیض حضور

اشک های عاشقان دُرِّ صدف

 

تو رواق اندر رواق اندر رواق

ای نگاه ماهتابت در محاق

چشم در چشم تو در اوج حرم

می خروشد عشق با موج حرم

می برد تا عرش اقیانوس را

رنگ دریا می زند فانوس را

بزم ما بزم امین اللهی است

محفل رندان اشک آگاهی است

محضر مولا علی جان می دهد

بال پروازی به ایمان می دهد

آدم اینجا سائل در گاه اوست

این صراط مستقیم راه اوست

 

ساغر ما در غدیر تو خم است

عکس چشمانت در عرش هشتم است

با کبوتر ها کبوتر می شوم

سیب هایِ صحن تو چون گندم است

صف به صف دربارگاهت حاضرند

عطر تو در ازدحام مردم است

مستی از لبها ی تو هشیار شد

اتن شراب کوثر از آن خانم است

بی خود از خود می شوم در این حرم

صحن تو در آسمان چندم است؟

عشق تو منظومه ای عرفانی است

هم نی است و هم می است و هم خم است

آیینه بارانی از بال ملک

زیر پای زائران تو گم است

 

آسمان در دست هایم منجلی است

عشق یک پلک تحیّر در علی است

 

در حریم تو پرستو می شوم

چون کبوتر ها به این سو می شوم

سهم من از چشم تو شیدایی است

بی خود از خود می شوم او می شوم

در کنار صحن تو جان می دهم

روبه روی قبله خوشبو می شوم

ذکر بر لبهای من گل می کند

با علی گویان... علی گو ...می شوم

در تلاطم های مستی تا ابد

من از این کوچه به آن کو می شوم

در زیارتنامه حق حق می کنم

مست از صهبای هو هو می شوم

هو علی ..هو مرتضی ...حق تا ابد

دست ما و لطف تو ...مولا مدد

 

 


 
comment نظرات ()